


شباهت به نوح(ع)
1.نوح،شیخ الانبیا است.از امام صادق وامام هادی(ع)روایت است که حضرت نوح(ع)دو
هزار وپانصدسال عمر کرد .و حضرت قائم(عج)شیخ الاوصیا است (بنا به روایت کافی)
درنیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هجری متولد شد.و ازامام زین العابدین(ع)
روایت است که فرمود: در قائم(عج)،روشی از آدم و نوح است و آن طول عمر میباشد.
2.نوح(ع)زمین را با سخن خود از کافرین پاک کرد و گفت:پروردگارا!بر روی زمین
دیّارالبشری از کافران بر جای مگذار.قائم(عج)نیز زمین را با شمشیر از لوث وجود
کافرین پاک میگرداند تا جایی که هیچ اثری از آنها باقی نماند.
3.نوح(ع)نهصد و پنجاه سال صبر کرد،چنان که خداوند میفرماید:پس در میان آنان هزار
سال منهای پنجاه سال به سر برد،آنگاه طوفان آنان را فرو گرفت ،در حالی که ایشان
ستمکار بودند.قائم(عج)نیز از اوّل امامتش تا کنون صبر کرده و نمیدانم تا کی صبر
خواهد کرد .
4.هرکه از نوح(ع)تخلّف جست هلاک شد.هرکه از قائم (عج)تخلّف جوید نیز هلاک
میشود.
5.فرج نوح (ع)و اصحابش را خداوند آنقدر به تاخیر انداخت تا اینکه بیشتر معتقدین به
آن حضرت از او برگشتند.فرج قائم (عج)را نیز خداوند آنقدر به تاخیر می اندازد که
بیشتر معتقدین به آن حضرت از او برمیگردند .
6.ادریس(ع) به ظهور نوح(ع) بشارت داد و به ظهور قائم (عج)خداوند تعالی فرشتگان را
بشارت داد و پیغمبران و امامان (ع) بلکه پیغمبران گذشته ظهورش را بشارت دادند
7.نداهای نوح(ع) به شرق و غرب عالم میرسید و این یکی از معجزات آن حضرت
بود .قائم(عج)نیز در هنگام ظهور،بین رکن و مقام می ایستد و فریادی برمیاورد و
میگوید : ای نقبا و سرداران من و ای خواص من و ای کسانی که خداوند پیش از ظهور
آنان را بر روی زمین برای یاری من ذخیره کرده!با خواست و رغبت به سوی من آیید
پس صدای آن حضرت (ع) به آنها میرسد و به سوی آن صدا اجابت میکنند و یک چشم
بر هم زدن نمیگذرد که همگی آنها بین رکن و مقام قرار میگیرند
(مکیال المکارم)
دردمندم دوای من مهدیست
مونس و آشنای من مهدیست
راضیم،چون شفای من مهدیست
نیمه شب دعای من، مهدیست
جنّت با صفای من مهدیست
آخرین حرف نای من مهدیست
اندر آنجا ندای من مهدیست
از عنایت خطای من مهدیست
دستان کوچکت که پر از یاس عشق بود
دستان کوچکت که جنون مرا نوشت
این واژه های غرق به خون مرا نوشت
هرجا که رد پای شما هست می روم
فکری بکن به حال من از دست می روم
قلبم شکسته است و هی سرد می شوم
بگذار بشکند عوضش مرد می شوم
دستان خسته ام به شقایق نمی رسد
فریاد من به گوش خلایق نمی رسد
این دست ها همیشه پر از بوی یاس نیست
یا مثل چشم های شما با کلاس نیست
این رسم زندگی ست بزرگ و بزرگ تر
هر چه بزرگ تر و سپس هرچه گرگ تر
بین خودم و آینه دیوار می کشم
هرشب که پشت پنجره سیگار می کشم
شاید هنوز فرصت عصیان و مرگ هست
در ذهن ابرهای درونم تگرگ هست
بانوی دشت های قشنگی که سوختی
عشق مرا به رهگذران می فروختی
چشمانتان پر از هیجان نیست نازنین
این دست ها همیشه جوان نیست نازنین
شاید کسی که بین غزل های من گم است
در فصل های زندگی ام فصل پنجم است
یا نه درست مثل خودم لاابالی است
از مردمان غمزدهء این حوالی است
حالا ببین علیه خودم غرق می شوم
در منتها الیه خودم غرق می شوم
دلشوره های سرخ دلم ناتمام ماند
احساس می کنم غزلم ناتمام ماند
برگزیده از وبلاگ : دلتنگی های شبانه
شباهت به هابیل(ع)
نزدیکترین و خویشاوندترین افراد،هابیل را کشت (یعنی برادرش قابیل)خداوند
متعال در کتاب عزیز خود میفرماید:و بر آنان داستان دو پسر آدم را به حق
تلاوت کن،که چون قربانی ای تقدیم داشتند،از یکی از آنان پذیرفته شد و از
دیگری پذیرفته نشد،[قابیل به هابیل]گفت:تو را خواهم کشت واو پاسخ
داد:خداوند تنها از تقوی پیشگان میپذیرد.همچنین نزدیکترین و خویشاوندترین
افراد،قصد کشتن امام قائم ـروحی و ارواح العالمین فداه ـرا نمود و او عموی
آن حضرت، جعفر کذّاب بود.
شباهت به شیث(ع)
هبة الله شیث،اجازه نیافت که علم خودرا آشکار کند،چنان که در روضهء کافی
روایت شده حضرت ابو جعفر باقر(ع)در خبری طولانی چنین فرمود:وقتی
هبة الله،پدرش آدم را دفن کرد ،برادرش قابیل به نزدش آمد و گفت ای هبة
الله من دیدم که پدرم آدم تو را از علم آنقدر عطا کرد که به من عطا نکرد،و آن
همان علمی است که برادرت هابیل به آن دعا کرد و قربانی اش قبول شد ،و
بدین جهت او را کشتم که فرزندانی نداشته باشد تا بر فرزندان من
افتخار کنند و بگویند ما فرزندان کسی هستیم که قربانی اش قبول شد و
شما فرزندان کسی هستید که قربانی او قبول نشد . و تو اگر علمی را که
پدرم به تو اختصاص داده آشکار کنی تو را هم میکشم همان طور که برادرم
هابیل را کشتم . پس هبة الله و فرزندان او مخفی میکردند آنچه از علم و ایمان
نزد آنها بود ...حضرت قائم (ع) نیز اجازه نیافته که علم خود را آشکار کند تا
روز وقت معیّن
شباهت به حضرت آدم(ع)
۱.خداوند آدم(ع)را خلیفهء خود در تمام زمین قرار داد و او را وارث آن ساخت و
چنین فرمود :{همانا من در زمین جانشینی قرار میدهم} و خداوند حضرت
حجّت (ع)را نیز وارث زمین ،و خلیفه خود در زمین قرار خواهد داد .
۲.از پیامبر (ص)آمده که فرمود:آدم(ع)آن قدر بر فراق بهشت گریست تا این
که اشک از دو گونه اش مانند آبراه جاری شد.حضرت قائم (ع)نیز مانند آدم
(ع)گریه بسیار دارد چنان که در زیارت ناحیه ی مقدّسه از آنحضرت است که
خطاب به جدّش حسین(ع)میگوید:شب و روز برایت ندبه میکنم و به جای
اشک بر تو خون میگریم.
۳.دربارهءآدم(ع)آیه نازل شده است که: خداوندتمام اسم ها را به آدم
تعلیم فرمود و امّا قائم(عج) خداوند آنچه به آدم اموخت به او نیز آموخته و
اضافه بر آن هم مطالب دیگری آموخته است،چه این که آدم ۲۵ حرف از اسم
اعظم را آموخته است،و پیغمبر(ص)۷۲ حرف از آن را آموخت ،و تمام اموری که
خداوند به پیامبرش داده،به اوصیای آن حضرت نیز داده شده تا به مولای ما
حضرت قائم (عج) رسیده است.
۳.آدم (ع)زمین را با عبادت خدا زنده کرد ،پس از آنکه جنّیان با کفر و طغیانشان
آن را میرانده بودند .
قائم(ع)نیز زمین را با دین خدا و عبادت و عدالت و برپایی حدودش زنده خواهد
کرد ،بعد از مردن اّن به کفر و معصیت اهل زمین.
۱.روایتی است که شیخ صدوق از محمد بن عثمان عمری نقل کرده که
گفت:هنگامی که حضرت مهدی (عج)متولد شد،نوری از بالای سرش تا بر فراز
آسمان درخشید،سپس روی بر زمین نهاد و برای پروردگارش ـتعالی ذکره ـ
به سجده افتاد و بعد سر برداشت در حالیکه میگفت:{شهدالله انه لا اله الاّ هو و
الملائکة و اولوا العلم}،خداوند به یکتایی خود شهادت دهد،و فرشتگان و
دانشمندان نیز به یکتایی او گواهند.
۲.روایت شده که: وقتی آن حضرت متولد شد،پرندگان سفیدی از آسمان فرود
آمدند و بالهای خود را بر سر و صورت و سایر اعضای بدنش کشیدند،سپس به
آسمان پرواز کردند،آن گاه حضرت امام حسن عسکری(ع) فرمود:»آنها فرشتگان
بودندکه برای تبرّک به این نوزاد فرود آمدند و هرگاه این نوزاد ظهور کند آنها
یاران اویند.در رابطه با معجزات ولی عصر کتابهای فراوانی وجود دارد که از
جمله آنها :کمال الدین شیخ صدوق،خرایج شیخ سعید بن هبة الله و بحار الانوار
فاضل کامل مولانا محمد باقر مجلسی و النجم الثاقب عالم کامل میرزا حسین
نوری را میتوان نام برد .
( مکیال المکارم)
به امید مطالعه شما عزیزان
ای وصل تو غایت المراد دل ما وی ذکر تو زیب و زیور محفل ما
اندر دل ما لشگر غم منزل کرد زآن روز که دور گشتی از منزل ما
شیخ صدوق به روایت صحیح از ریان بن الصلت آورده است که گفت:به حضرت امام رضا(ع)
عرضه داشتم :شماصاحب امر هستید؟ فرمود:من نیز صاحب امر هستم،ولی نه آن صاحب
امری که زمین را از عدل پر کند همان طورکه پر شده باشد از جور و ستم،و چگونه او باشم
و حال آنکه میبینی که بدنم ضعیف است!اما قائم (ع)آن است که وقتی ظهور نماید سن پیران
و سیمای جوانان دارد،به قدری بدنش نیرومند است که اگر به بزرگتریندرخت دست اندازد آن
را از جای برکند،و اگر در میان کوهها فریاد برآورد سنگهای آن ها فرو ریزد،عصای موسی و
انگشتری سلیمان(ع)با اوست،او چهارمین فرزند من است که خداوند او را هر قدرکه مشیتش
تعلق گیرد درپشت پرده غیب مستور میسازد،سپس او را آشکار میگرداند تا زمین را از عدل
و داد پرکند چنان که ازستم و بیداد پر شده باشد.
مکیال المکارم
میکنی از حق ظهورم را طلب
نام من بر لوح قلبت میزنی
آمدی اندر حریمم تاختی
بارها دیدی مرا نشناختی
تو جواب من ندادی یک کلام
مست اغیار منی غافل ز من
با عدوی من چرا داری تماس
شرمسار و منفعل گردیده ام
ما تو را با هر بدی هم میخریم
عقده بود اندر گلویم مانده بود
یا ابا صالح
در سحرگاه نماز باز تیمم، چه کنم؟
گر،به آن چشمه دیدار تو نایل نشوم من !چه کنم؟
باده نوشیده و مستم ،به پریشانی من !باز،نخند اگر از باده این میکده ها باز
ننوشم!چه کنم؟
خسته ام بی رد وپی،رفته ای و گم شده ام گر تو را باز نیابم خود بگو !
من چه کنم؟
غرق گشتم به سرابی که تو را دیدم ،دوش! گر به دریای خیالت نشوم غرق
بگو! من چه کنم؟
خاطرم نیست؟! کجا گمشده ام !سمت غروب؟اگر از راهنمایی تو غافل
بشوم !من چه کنم؟
تو هنرمند زمانی بکش این صبر مرا،اگر از صبر تو غافل بشوم من چه کنم؟
درد من درد عجیبی است در این شهر غریب!جمکرانت، به حضورت چو نبینم
چه کنم؟
اشک مقدم.....